|
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* می نویسم ، مي نويسم تا تن كاغذ من جا دارد*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
|
بنام یگانه معبود هستی
سلام به دوستان خوب و عزيزم ...خوب هستين ؟ خوش ميگذره ؟ اميدوارم هميشه خوب و شادو
با نشاط باشيد .واقعا معذرت می خوام از اينكه دير آپ می کنم ..راستش واقعا نمی تونستم
بلاگ رو آپ کنم چون وقت نداشتم و درگير امتحانات موسيقی بودم ..از همگی شما عذر
خواهی می کنم اگر نتونستم به بلاگهاتون سر بزنم و مطالب زيبای شما رو بخونم . از
نظراتتون از اينکه هميشه همراه من هستيد و من رو تنها نمی ذاريد ..ممنونم از لطفتون .
واقعا دلم براتون تنگ شده بود و تصميم گرفتم امروز براتون بنويسم ...
تابستون هم که داره تموم ميشه و مدرسه ها شروع ميشه ..يادم مياد موقعی که ايران بودم
با چه شوقی می رفتم مدرسه ولی حيف که الان اون لحظه های قشنگ رو نمی بينم ..
از يه طرفی هم دلم برای ايران تنگ شده ...نمی دونم چرا ؟ با اينکه مدت زيادی هم نيست که
اينجام ( مالزی ) ... ..بگذريم ...
خوب تو تابستون چی کار کرديد ؟ بهتون خوش گذشت ؟ از روزهای تابستون استفاده برديد ؟
من که واقعا سرم شلوغ بود ..درس رو هم که ۱ ماه و چند روزه که شروع کردم و همراه با
موسيقی ...اگه يه وقت دير به دير آپ می کنم بدونيد سرم خيلی شلوغه ..
می خواستم سوال کنم که به نظر شما اگه مثل گذشته شعر تو بلاگم بنويسم يا نه ؟
اميدوارم کمکم کنيد .
از لطف هميشگی شما دوستان عزيزم ممنونم ...اين پست رو امروز نوشتم که بهتون ندا داده
باشم که من هنوز هستم و می نويسم ..می نويسم برای شما دوستان عزيزم ..
باز هم کمال تشکر رو دارم از تک تک شما عزيزان که با نظراتتون هميشه من رو راهنمايی
می کنيد ..براتون آرزوی موفقيت و سلامتی می کنم ...تا نامه ی ديگه ..خدانگهدارتون ..
دوستدار شما ***
فاطمه ( نامه نويس )

این شعرو تقدیم می کنم به تمام دوستانی که در لینک وبلاگم هستند و
تمام عزیزانی که لطف می کنند تشریف میارند .![]()
![]()
مي شود ...
مي شود رنگ نگاه ياس را با نگاه آبيت پيوند داد
مي شود در باغ همپاي نسيم به شقايق يك سبد لبخند داد
مي شود با بال سرخ عاطفه تا فراسوي افق پرواز كرد
مي شود با ياري حسي لطيف عشق را با يك تپش آغاز كرد
مي شود در بيكران آسمان شعر سرخ يك شقايق را سرود
مي شود در مرز يك آشفتگي جان فداي غنچه اي تنها نمود
مي شود با دستي از جنس بهار تك تك پروانه ها را تاب داد
مي شود با جرعه اي از اشك شوق باغ سرخ لاله ها را آب داد
مي شود با يك نگاه ماندگار از طلوع شهر رويا شعر گفت
مي شود گل هاي دل را آب داد مي شود تا آبي دريا شكفت
مي شود در جاده هاي آرزو مثل بيد پاك و مجنون تاب خورد
مي شود قويي غريب و تشنه بود از لب درياچه ي دل آب خورد
مي شود از شهر پاك پنجره سوي حسي ماندني پرواز كرد
مي شود همبازي پروانه شد برگ هاي لادني را ناز كرد
مي شود يك شاخه گل را هديه داد مي شود با خنده اي پايان گرفت
مي شود يك لكه ابر پاك بود مي شود آبي شد و باران گرفت
پس بيا دنياي پاك قلب را جايگاه رويش گل ها كنيم
با نگاهي روح را رنگي بزنيم با تبسم خانه را زيبا كنيم
معني اين حرف ها يعني بيا از تمام كينه ها عاري شويم
زخم يك پروانه را درمان كنيم در كوير سينه اي جاري شويم
" پروانه ات خواهم ماند – مريم حيدرزاده "

" به نام يگانه معبود هستی "
سلام به دوستان گل و دوست داشتنی خودم ..خوبين ؟ خوش ميگذره ؟ امیدوارم هميشه خوب و
خوش و سلامت و با نشاط باشيد . بابت تاخيری که داشتم واقعا معذرت می خوام و از دوستانی
که زحمت می کشند ، تشريف ميارند نظرات زيباشون رو برای نامه نويس می نويسند خيلی
ممنونم و از کسانی که طی اين مدت من بهشون نتوستم سر بزنم عذرخواهی می کنم و اميدوارم
در اولين فرصت به شما عزيزان سز بزنم و از مطالب خوبتون بهره ببرم .اميدوارم بتونم بلاگ
خوبی رو در اختيار شما قرار بدم .قبل از هر چيزی مبعث پيامبر اکرم ( ص ) رو به همه ی
شما تبريک عرض می کنم و اين عيد بزرگ رو به همه ی شما تبريک و تهنيت می گم .
همون طور که مشاهده می کنيد در بلاگ چيزهايی رو تغيير دادم از جمله وبلاگ و اهنگ که
آهنگ زيبا رو دوست عزيزم آقای مهرزاد خواجه اميری زحمتشو کشيدند و ازشون ممنونم .
من خودم معتقدم يک قالب طی مدت زياد که روی يک بلاگ باشه بازديد کننده و خواننده رو
خسته ميکنه و به نظر من اينه که قالب رو هر يه ماه ۱ بار عوض کنم چون خيلی بهتره و تنوع
ميشه .اميدوارم شما هم به من کمک کنيد تا با ياری و کمک شما دوستان خوبم وبلاگ خوبی
داشته باشم .از نظراتتون واقعا ممنونم که اينقدر لطف داريد . امروز ميخوام شعری رو بنويسم
از مریم حيدرزاده بنام " طلا ترين خاک " بياد وطن ايران ..نمی دونم چه عده ای از شما خارج
از کشور هستيد ولی غربت خيلی سخته...اميدوارم روزی دوباره به ايران برگردم چون
دلم برای ايران خيلی تنگ شده...واسه ايران ...ايران زمينم .ای جان ای سرزمينم
اميدوارم از خوندن اين شعر زيبا لذت ببريد .
* طلا ترين خاک *
وطن ای خونه ی پر غصه اجدادی من
اسم تو تنها دليله واسه آزادی من
عشق تو تو خون گرم و عاشقم ريشه داره
خاک زرخيز تو مجنون و به يادم می ياره
قهرمانات مث افسانه هامون جهانين
مردم عاشق تو سمبل مهربانين
زیر سايه بون امنت ميشه تا ابد نشست
پشت بيگانه رو با خنجر غيرتت ، شکست
وطنم ، ديوونه ی مرزای زرخيز توام
عاشق زمستونو ، بهار و پاييز توام
جونمو می دم تا مرزای تو در امون باشه
اوج پرچمت هميشه توی آسمون باشه
تو مال حافظ و مولوی و نيمايی ، وطن
خونه رستم و خاک ابن سينايی ، وطن
آرزومه تا ابد زنده و آباد باشه
خونه ی نواده های پاک فرهاد باشی
ما تو کوچه های سبز تو به دنيا اومديم
چه جوری جون واسه آب و خاک عاشقت نديم ؟
عشق تو مثل ضريح و گنبدا مقدسه
واسه هر عاشق دور از تو يه دنيا نفسه
هميشه مايه ی افتخار دنيای ، وطن
تو بلندی ، تو مث شبای يلدايی ، وطن
جون من درسته که برای تو خيلی کمه
ولی عشق دادنش می ارزه به يه عالمه
تو رو با طلا ترين خاک عوض نمی کنم
با شکوه و عاشق و پاينده باشی ، وطنم
پاينده باشی " ايران "



خوب ..دوستان عزيز تشكر مي كنم از اينكه وقت ميذاريد و به وبلاگم سر ميزنيد و نظراي
قشنگتون رو براي من مي نويسيد .اميدوارم در تمام مراحل زندگيتون شاد و موفق باشيد .
دوستدار شما ،
فاطمه ( نامه نویس )