تبليغاتX
بنویس نامه نویس
*•. .•*..*•. .•*..*•. .•* می نویسم ، مي نويسم تا تن كاغذ من جا دارد*•. .•*..*•. .•*..*•. .•*
* به نام خدا *

واقعه غدير حادثه اى تاريخى نيست كه در كنار ديگر وقايع بدان نگريسته شود. غدير تنها نام يك سرزمين نيست. يك تفكر است، نشانه و رمزى است كه از تداوم خط نبوّت حكايت مى كند. غدير نقطه تلاقى كاروان رسالت با طلايه داران امامت است.

آرى غدير يك سرزمين نيست، چشمه اى است كه تا پايان هستى مى جوشد، كوثرى است كه فنا برنمى دارد، افقى است بى كرانه و خورشيدى است عالمتاب.~~~~*عیدتون مبارک * ~~~~~

 

باده بده ساقيا ، ولى ز خُم غدير

             چنگ بزن مطربا ، ولى به ياد امير

تو نيز اى چرخ پير ، بيا ز بالا به زير

           داد مسرت ستان ، ساغر عشرت بگير

بلبل نطقم چنان ، قافيه پرداز شد

        كه زهره در آسمان ، به نغمه دمساز شد

محيط كون و مكان ، دايره ساز شد

       سرور روحانيون هو العلى الكبير

نسيم رحمت وزيد ، دهر كهن شد جوان

              نهال حكمت دميد ، پر ز گل و ارغوان

مسند حشمت رسيد ، به خسرو خسروان

               حجاب ظلمت دريد ، ز آفتاب منير

فاتح اقليم جود ، به جاى خاتم نشست

              يا به سپهر وجود ، نير اعظم نشست

يا به محيط شهود ، مركز عالم نشست

             روى حسود عنود ، سياه شد مثل قير

صاحب ديوان عشق ، زيب و شرافت گرفت

             گلشن خندان عشق ، حُسن و لطافت گرفت

نغمه دستان عشق ، رفت به اوج اثير

          به هر كه مولا منم ، على است مولاى او

نسخه اسما منم ، على ست طغراى او

           يوسف كنعان عشق ، بنده رخسار اوست

خضر بيابان عشق ، تشنه گفتار اوست

           كيست سليمان عشق ، بردر جاهش فقير

اى به فروغ جمال ، آينه ذو الجلال

           « مفتقر » خوش مقال ، مانده به وصف تو لال

گر چه بُراق خيال ، در تو ندارد مجال

          ولى ز آب زلال ، تشنه بود ناگزير.....

 *  با سلام خدمت تمام دوستان عزیز و گرامی ، امیدوارم

 

همواره خوب و خوش و سلامت باشید ..... خیلی خوشحالم

 

از اینکه تونستم در این روز بزرگ و با سعادت مطلب بنویسم !

عید سعید غدیر خم رو به تمام شما عزیزان و تمام مسلمانان

 

جهان تبریک میگم !!

 

~~~~~~~~~~~~~~~~~~~~

 

بوی خوش بهشت از کنار آن آبگیر، یعنی غدیر عرشیان و بهشتیان، جان ها را می نوازد این چه بوی خوشی است که حتی پس از عبور صدها سال هنوز فضای جان مشتاقان را می نوازد.
غدیر تکرار اولین است در کلام آخرین، همان کلام نورانی که در اولین پیام، علی را به برادری و وصایت خواند و در غدیر، اعلام ولایت و امامت او را فرمود.
مهر بی مثال از آفتاب، نورانی تر و گرما بخش تر، صبحگاهان به اشارت او سر از خواب بر می دارد. ستارگان آسمان نیز وامدار نیم نگاه اویند و ما هم جرعه نوش جام ولای آن بزرگ، آن عزیز، آن مهربان تر از پدر، آن جاری از باران و آن خوب تر از پاکی که:
شرف، بازوت گیرد تا بخیزد
محبت، آب بر دست تو ریزد
چه گویم مهربانی مادر توست
نگاه راستی در جست و جویت
و ما چه گوییم تو ای مهربان مولای کریم، که پایمردانه بر زبر کائنات ایستاده ای و زمین و هر آنچه در آنست در مشت تو و زمان، رشته آویخته از سرانگشت تو. ورود عظیم تاریخ جویباری که خیزاب امواجش از قوزک پایت در نمی گذرد.
و ما با کدامین زبان و احساس تو را روایت کنیم تو ای که پیامبر در شانت فرموده است:
“هر کس علی را در قلبش دوست بدارد، خداوند ثواب تمام بندگان را به او عطا می فرماید.”
تو را با کدامین زبان بسرائیم که خداوند در قرآنش در آیات مختلف تو را مدح فرموده است و زیباتر آن که شاعر سرود:
فی شانک قد نزل القرآن و ما دمک الله اکبر.
و اینک وارث غدیر، صاحب دست بیعت علوی، مالک ملک حیدری، والی سرزمین صفدری، مهر سپهر سروری، حجة بن الحسن العسکری در کنار غدیر روزگاران ایستاده است و از سر شوق و افتخار بر دستان مبارکش بوسه می زنیم و بر بیعت با او دل نازنین صدیقه کبری، فاطمه زهرا علیها السلام را شادمان می سازیم.
خجسته عید سعید غدیر خم، عید امامت و ولایت، بر دل دادگان آستان هدایت و شیعیان رهرو سعادت مبارک و تهنیت باد.

 

~~~~~~~~~~~~~~~

 

دوستان عزیزم ممنون از لطف همیشگیتون !!! .... از دوست خوبم نامه نویس ۲ تشکر می کنم 

 

 ( دوست عزیزم بابت تمام محبت هایی که به  من داشتی ازت ممنونم !! )

 

دوستان عزیز امیدوارم همیشه دلتون شاد و لباتون خندون باشه !! با آرزوی موفقیت و سلامتی برای

 

شما !!

 

پیروز باشید

 

~~~~ خدانگهدار ~~~~~

 

نامه نویس ۱ /.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 20:48  توسط نامه نویس ( فاطمه )  | 

يك نفر هست

كه بي بهانه گريه مي كند

تا اشك هاش برسد بر گونه هاي خيس تو

اشك من

خيسي چشمانم

باران مي آيد ؟يانه، بغض فرو نخورده با تلنگر چشمان

هديه اي است تا  باور كني يك نفر هست كه دوستت دارد

 

 

 

سلام دوستان عزیزم .. من محمد هستم، نویسنده ی دوم این بلاگ . شاید تا به امروز و روزی که فاطمه ی عزیزم من روتو وبلاگ معرفی کرد وقت این نشد که خودم رو به شما عزیزان معرفی کنم. اما دیدم فرصت از این بهتر پیدا نمیشه ،،،، چه روزی بهتر از روز تولد فاطمه ی عزیز ، دختری که 15 سال پیش  در قسمت شمالی کشور پای به این زندگی  گذاشت و اون لحظه هیچ وقت فکر نمیکرد که با جادوی کلماتش و هوش سرشارش در موسیقی داره در دل همگی ما جا باز کنه.

 

 

من هم  فاطمه رو نمیشناختم  و برای اولین باری که به وبلاگش رفتم محو کلماتش شدم و در اون لحظه نمیتونستم فکرش رو بکنم که این دختر 15 ساله یک روز دوست داشتنی ترین انسان زندگی من بشه. خب شاید من مثل فاطمه نتونم بنویسم، چون واقعا نمیتونم حسی که توی قلبم دارم  رو با بازگو کردن کلمات بیان کنم. تو نیستی و من دلتنگ که میشم سراغت را از وبلاگمان میگیرم که قرص و محکم آنجا نشسته و اندوه نبود ترا با چشمان بیخیال نظاره میکند ، این وبلاگمان است که آنجاست یا خوده تویی؟چرا حرف تازه ای نمیزنی ؟ چرا میخواهی باور کنم که خود تویی ؟چیزی بگو حرفی بزن خودت هم انقدر مکرری؟دیر به دیر تازه میشوی.ولی تمامی حرفهای خودم رو با یک شعری که تقدیم به فاطمه ی عزیزم میکنم میگم،،، و باز هم از طرف همه دوستانم تولدت رو بهت تبریک میگم

 

 

به خاطر تولدت

 

شعرا که قابل نداره اما همش واسه خودت

فقط نوشتم اینا رو به خاطر تولدت

 

نگات قشنگه ولیکن یه کم عجیب و مبهمه

من از کجا شروع کنم ؟

دوست دارم یه عالمه

منو گذاشتی و بازم یه بار دیگه رفتی سفر

نمیدونم شاید سفر برای دردات مرهمه

تا وقتی اینجا بمونی یه حالت عجیبیه

من چه جوری واست بگم ؟

بارون قشنگه و نم نمه

هوای رفتن که کنی واسه تو فرقی نداره

اما به جون اون چشات مرگ گلای مریمه

آخرشم دق میکنم تا منو دوست داشته باشی

مردن که از عاشقیه یک دفعه نیست که کم کمه

من نمیدونم تو چرا اینجور نگاهم میکنی ؟

زیر نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه

میپرسم از چشمای تو ممکنه اینجا بمونی ؟

میخندی و جواب میدی رفتن من مسلّمه

برو ، برو به خاطر خودت

اما به من یه قول بده

هر جای دنیا که بری دیگه نشو مال همه

رسمه که لحظه سفر یادگاری به هم میدن

قشنگ ترین هدیه تو، تو قلب من یه مشت غمه

شاید این رو بهم دادی که همیشه با من باشه

حق با تویه تو راست میگی ، غمت همیشه پیشمه

دیدی گلا شب که میشه اشکاشون رو مکنن ؟

یادت باشه چشم منم همیشه غرق شبنمه

تو میری و اسم منو از رو دلت خط میزنی

اسم قشنگه تو ولی همیشه هر جا یادمه

چشمای روشنت یه کم کاشکی هوای منو داشت

تنها توقع ام فقط یه بار جواب ناممه

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 15:55  توسط نامه نویس ( فاطمه )  |